عشقم در تاریخ 1393/11/23 پنشنبه باهام قهر کرد

همون طور که گفتم بهم گفت وقتی باهاش بودم با یه نفرتلفنی حرف زدم ولی من هرچی گفتم مال یک ماه قبل از آشناییمون بوده و اینکه از وقتی باهاش بودم تک پر بودم نه خیر باورم نداشت
حالا چهارمین روز قهرمونه و هنو نتونستم باهاش آشتی کنم
بخدا نمیدونم چیکار کنم لطفا کمکم کنید با نظرهاتون که چطور بتونم بهش ثابت کنم اون زندگیمه
خیلی غمگینم خیلی ناراحتم 
دیروز از داغش رفتم سرمو صفر کردم و تراشیدم امروز نمیدونید انقد مسخره شدم از طرف دوستام بی حدو حساب ولی باز راضی ام چون برا عشقم کردم ولی باز عشقم به قهرش ادامه میده و انگار نیخواد باهام آشتی کنه
امروز کلی بهش اس دادم این یک سری از اس هاش بود که بخدا هرچی گفته من نیستم چون من خیانت نکردم و اشتباه فکر میکنه
..................
1- خدا نابود کنه منو که به تو اعتماد کردم اون از عکس گرفتنت ... اینم از جی افات (من همیشه تک پرش بودم ولی باور نداره)
2- شما که از صدای خیلی از دخترا خوش میاد.شما خوب بلدی دختر بدبختی مثه منو شیش ماه خر کنی ( من هرچی تو این شیش ماه بهش گقتم بخدا جز حرف دلم چیز یگه ای نبوده)
3- من با پسرعمه ام نامزد کردم شمام بهتره پیام ندید (میدونم دروغ گفت)
4- منو فراموش کن برو سراغ یکی دیگه

این پیام های بود که بهم داده تورو خدا بگید چیکار کنم این تردید ها برطرف شه

زندگیم داره از بین میره بخدا....

خدا خودش کمکم کنه
:: موضوعات مرتبط:
خاطرات قبل از دیدن ,
,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0